|
پيشينة
مديريت جامع
كيفيت:
در
سال 1924 دكتر
والتر شوارت
از شركت تلفن
بل آمريكا،
مجموعه
مقالات
مربوط به
كاربرد
آمار در
كنترل كيفيت
محصولات
توليدي را
منتشر كرد.
در
سال 1931 دكتر
شوارت كتابي
با عنوان "
كنترل
اقتصادي
كيفيت
محصولات
صنعتي "منتشر كرد.
در اين
كتاب كنترل
كيفيت آماري
مطرح شد.
در سال 1935
آماردان
انگليسي به
نام اي.اس.پيرسون
كتاب خود را
تحت عنوان
كاربرد
روشهاي
آماري دراستاندارد
كردن
فعاليتهاي
صنعتي و
كنترل كيفيت
منتشر كرد.
تا سال 1937
كمتر از 10 شركت
آمريكايي ،
كنترل كيفيت
آماري را به
مورد اجرا
گذاشته
بودند.
در سال 194
سازمان
غيرانتفاعي
اتحاديه
مهندسان و
دانشمندان
ژاپن تأسيس
شد .و تقريباً
در همين
زمان
اتحاديه
استانداردهاي
ژاپن،در
زمينه كنترل
كيفيت آماري
سمينارهايي
برپا كرد.
در سال 194
جامعه كنترل
كيفيت
آمريكا تشكيل
شد.
در
سال 1949 افراد
علاقمند از
انجمنهاي
دانشگاهي ،
صنعتي و
دولتي در(JUSE)
تشكيل جلسه
دادند وگروهي
به نام "
گروه تحقيق
درباره كنترل
كيفيت " را با
هدف اجراي
تحقيق ،
كنترل كيفيت ، آموزش
وارتقاي
آن در ژاپن
ايجاد كردند.
آنها
داوطلباني
مستقل از
دولت بودند
كه به
ارتقاي
كنترل كيفيت
و بهبود
صادرات
ژاپن مي
انديشيدند.
در سال 1950
اتحاديه
دانشمندان و
مهندسان
ژاپن(JUSE) اولين نشريه خود را تحت عنوان "
كنترلكيفيت
آماري "
منتشر ساخت.
در سال 1950
استانداردهاي
صنعتي ژاپن
تنها به
محصولات
شركتهايي
علامت
استاندارد (JIS)
را ميداد
كه در آن
شركت كنترل
كيفيت آماري
اجرا مي شد.
در سال 1950
اتحاديه
دانشمندان و
مهندسان
ژاپن(JUSE) از
دكتر " ادوارد
دمينگ " از
آمريكا براي
ارائهسمينار
و سخنراني
دعوت كرد.
دكتر دمينگ
در دهة 1950 كه
نظراتش در
آمريكا
اقبالي
نداشت و در
برخي مواقع
مورد بي
اعتنايي و
تمسخر واقع
ميشد ، چندين
بار از ژاپن
ديدن كرد و
در سمينارها وسخنرانيهاي مختلف
، افكار خود
را براي
ژاپنيها
تشريح كرد.
درسال 1951
اتحاديه
دانشمندان
و مهندسان
ژاپن(JUSE)
جايزه دمينگ
را با هدف
افزايش سطح كيفيت
صنعت ژاپن
ايجاد كردند.
در سال 1951
دكتر
فايگنبام
كتابي تحت
عنوان "
كنترل كيفيت
جامع " منتشر
كرد.
در سال 1954
اتحاديه
مهندسان و
دانشمندان
ژاپن(JUSE)از
دكتر جوران
آمريكايي
براي
سخنراني درسمينار
" مديريت
كنترل كيفيت
" دعوت كرد.
كنترل كيفيت
به عنوان
ابزاري براي
مديريت مطرح
شد وزمينه
تغيير كنترل
كيفيت آماري
به كنترل
كيفيت جامع فراهم
شد.در سال 195
راديوي موج
كوتاه ژاپن
بخشي از
برنامه هاي
خود را به
كنترل كيفيت
اختصاص داد.
در سال 1962
نشريه "
كنترل
كيفيت براي
سركارگران "
از سوي
اتحاديه
دانشمندان و
مهندسان
ژاپن انتشار
يافت
و اولين
هستة كنترل
كيفيت شروع
به كار كرد .
در اواخر دهه 1970آمریکایها و اروپاییها که متوجه پیشی گرفتن ژاپنیها در
تسخیر بازارهای جهانی شدند، به فکر استفاده از نگرش TQM
در مدیریتهای خود افتادند.
در سال 1987
آمريكا جايزه
اي را به
نام "
مالكولم
بالدريج "
وزير تجارت
فقيد اين
كشور در
سالهاي 1981 تا1987 ايجاد
و رئيس جمهور
آمريكا آن را
امضاء كرد.
اين جايـزه
بـراي
معـرفي
شركتهايي كه
به بالا بردن سطح
كيفيت خود و
اجراي
TQM
دست يافته
اند، طراحي
گرديد.
جايزه
بالدريج همه
ساله به
حداكثر شش
شركت ( دو
شركت از هريك
از دسته هاي
بازرگاني ،
خدماتي و بازرگاني
كوچك ) تعلق
مي گيرد.
عقايد
علماي كيفيت
نتايج عمري
درك و تجربة
آنان از
كيفيت است .
قبل از اينكه
بانيان اين
افكار به
عنوانعالم
و استاد
شناخته شوند
، اين ايده
ها در هزاران
شركت و
سازمان در
سراسر جهان
تجربه شده
است .اينايدهها
دانش ژرفي
هستند كه مي
توانند توسط
هر كس و هر
سازمان به
كار گرفته
شوند وارزش
آن ها بي
شماراست .
هيچ
دانشمندي
يافت نمي
شود كه تمامي
جواب ها را
داشته باشد ،
هرعلامهاي
نوعي ايدة
منحصربفردي
را ارائه مي
دهد تا مرزهاي
دانش را جلو
ببرد و مسائل
كيفي را حل
كند . براي حل
مسايل واقعي
زندگي ،فرد
مي بايستي
قادر باشد
پيامهاي
دانشمندان
مختلف را
بگيرد و پس
از درك و
دسته بندي و
تركيب آنها
بهيك جمع
بندي مفيدي
تبديل كند .براي
حصول بهترين
نتيجه ازعقايد اين
مشاهير ، مي
توان از
خلاصة 7 نكته
اي بندل(Bendell) به عنوانخطوط
راهنما
استفاده كرد
1- تعهد و پاي بندي مديريت و آگاهي كاركنان از همان مراحل اوليه اجراي
TQM
امري حياتي
است . فلسفهدمينگ احتمالا"
مفيدترين
وسيله اي
براي ترغيب
اين رفتار
مورد لزوم
است .
2 -
آگاهي بايد
با حقايق و
اعداد و ارقام
پشتيباني
شود . برنامه
ريزي و
گردآوري
اطلاعات مهم
بوده و هزينهكيفيت
را مي توان
به عنوان
معياري براي
بهبود به كار
گرفت . جوران
بزرگترين
تأثير را در
اين مورد
داشته است.
3 -
برنامه هاي
TQM به
طور طبيعي
كارگروهي را
براي تسهيل
ارتباطات و
حل مسئله در
اختيار مي
گيرد .چنانچه
بقيه ساختار
TQMدرست
باشد ، هسته
هاي كنترل
كيفيت كه به
خصوص توسط
پروفسور ايشي
كاوا
مورد
تأكيد قرار
گرفته اند،
مي توانند
بسيار موفقيت
آميز باشند .
4 -
ايشي كاوا
ابزارهاي
ساده اي را
براي
استفادة
كاركنان در
حل مسئله و
بهبود تجويز
مي كند .
5 - ابزارهاي
فني بيشتري براي كنترل طراحي و توليد وجود دارند . كار شينگو با سيستم هاي
موفق"توليد
به موقع "
مرتبط بوده
است .
6 - ابزارهاي
مديريت بايد
براي دست
يابي كيفيت
مورد مطالعه
قرار گيرند ، اين ابزارها
شامل مفاهيم
كنترلكيفيت
فراگير شركتي
و كنترل كيفيت
جامع است ،
كه به ترتيب
مرتبط با
ايشي كاوا و
فايگنبام مي
باشند .
7 -
براي اين كه
امر بازرسي
را به فرهنگ
پيشگيري
تبديل كنيد ، تأكيد روي
مشتريان
داخلي و
تأمين
كنندگانضروري
است .
|